به گزارش زیپو کالا به نقل از خبر آنلاین، حالا پژوهش های جدید نشان میدهد که این تغییر ساده در سبک زندگی امکان دارد فقط یک تجربه اجتماعی نباشد و پیامدهایی برای سلامت جسم افراد داشته باشد.
چرا افراد تنها گرفتار کمبود ویتامین می شوند؟
همشهری در خبری نوشت: پژوهش های جدید نشان میدهد که تغییر سبک زندگی مثل تک نفره شدن خانوارها و تنها زندگی کردن می تواند دستاوردهای زیادی برای سلامت جسم بسیاری از افراد داشته باشد.
تا چند سال پیش در بیشتر خانه های ایرانی، سفره و میز غذا یکی از زمان های مهم دورهمی اعضاء خانواده و لذت بردن از غذا و گفت وگوهای روزمره بود. اما تغییر سبک زندگی و افزایش زندگی های تک نفره، مهاجرت و دور شدن اعضاء خانواده از یکدیگر سبب شده که تعداد زیادی از افراد وعده های غذایی شان را در سکوت و تنهایی صرف کنند. حالا پژوهش های جدید نشان میدهد که این تغییر ساده در سبک زندگی امکان دارد فقط یک تجربه اجتماعی نباشد و پیامدهایی برای سلامت جسم افراد داشته باشد.
چرا کمبود ویتامین ها سراغ آدم های تنها می رود؟
بررسی های انجام شده در سالهای اخیر نشان داده اند اشخاصی که اغلب اوقات تنها غذا می خورند، در مقایسه با کسانیکه بیشتر وعده های غذایی خویش را در جمع و کنار دیگران صرف می کنند، امکان دارد بیشتر در معرض دریافت ناکافی مواد مغذی قرار داشته باشند. دلیل این موضوع، خودِ تنها بودن نیست؛ بلکه مجموعه ای از تغییرات رفتاری و روانی است که اغلب همراه با تنهایی رخ می دهد؛ از کاهش انگیزه برای آشپزی و خرید مواد غذایی متنوع تا بی توجهی به برنامه غذایی.
از نگاه متخصصان تغذیه، یکی از مهم ترین اثرات زندگی و غذا خوردن تنها، کاهش تنوع غذایی است. زهرا اولادی، کارشناس تغذیه و رژیم درمانی به همشهری می گوید: «تهیه یک وعده کامل شامل سبزیجات، منابع پروتئینی، غلات کامل و مواد غذایی متنوع وقتی فقط یک نفر مقرر است آنرا مصرف کند، برای بعضی افراد کار سختی بحساب می آید. بعضی ها حتی زورشان می آید برای خود میز بچینند یا سفره پهن کنند و بشقاب و کاسه ماست و… از کابینت دربیاورند و غذا را سرپا و داخل همان قابلمه می خورند. خیلی ها هم می گویند حتماً باید کسی باشد که ما به خاطر او غذای خوب درست نماییم. در غیر این صورت ترجیح می دهند غذای آماده، غذاهای تکراری یا فریزری بخورند. البته بسیاری از اشخاصی که تنها زندگی می کنند، سبک زندگی سالمی دارند، اما خیلی ها که در بین مراجعان ما هم کم نیستند، می بینید یخچال شان مدت ها از مواد غذایی بخصوص میوه و سبزیجات خالی می ماند، اما باز هم برای خرید به تره بار نمی روند.»
این کارشناس تغذیه ادامه می دهد: «خیلی از افراد تنها به مرور بسمت غذاهای ساده تر و تکراری می روند؛ وعده هایی که سریع آماده می شوند و امکان دارد همه نیازهای بدن را تامین نکنند. همین طور خرید مواد غذایی متنوع، پختن غذاهای زمان بر و حتی نشستن سر یک سفره وقتی مخاطبی جز خود فرد وجود ندارد، امکان دارد برای بعضی ها بی اهمیت باشد. درنتیجه، احتمال کاهش دریافت برخی مواد مغذی مثل پروتئین کافی، فیبر، ویتامین ها و مواد معدنی افزوده می شود.»
اولادی می گوید: «این مساله در سالمندان به علت تغییرات طبیعی بدن، کاهش حس گرسنگی و افزایش ریسک سوءتغذیه اهمیت بیشتری پیدا می کند. البته افراد جوان و میانسال هم که تنها زندگی می کنند، از این چرخه مستثنی نیستند.»
استرسی که مسببش تنهایی است
اما ماجرا فقط به خود غذا خوردن محدود نمی گردد. روان شناسان اعتقاد دارند غذا خوردن، یکی از رفتارهای روزمره ای است که کارکرد اجتماعی و روانی هم دارد. گفتگو موقع غذا خوردن، داشتن یک برنامه منظم و تجربه یک فعالیت مشترک می تواند به حفظ ارتباط اجتماعی و حتی افزایش لذت از غذا کمک نماید.
دکتر فرشته شریفی، روان شناس سلامت در این مورد به همشهری می گوید: «تنها غذا خوردن یا تنها زندگی کردن به صورت مستقیم موجب کمبود مواد مغذی در بدن نمی گردد. آن چه به شکل غیرمستقیم بر تغذیه و سلامت اثر می گذارد، تغییرات رفتاری فرد و استرسی است که حس تنهایی بوجود می آورد.»
دکتر شریفی می گوید: «درواقع، آن چه از تنها زندگی کردن مهم تر است، انزوای اجتماعی و احساس تنهایی مزمن است که لزوماً با تنها زندگی کردن یکی نیست. امکان دارد فردی تنها زندگی کند اما احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی نداشته باشد. در مقابل، امکان دارد فردی با خانواده زندگی کند اما احساس تنهایی عمیقی را تجربه کند که از نظر روان شناختی لطمه زاتر است. تحقیقات نیز نشان داده اند که انزوای اجتماعی و احساس تنهایی مزمن می تواند خطر مبتلاشدن به بیماری های قلبی، افسردگی، زوال شناختی و حتی مرگ زودرس را افزایش دهد.»
از ترشح دوپامین تا کورتیزول
به گفته این دکترای روانشناسی سلامت، «این مسئله از دیدگاه روان شناسی هم قابل تبیین است؛ غذا خوردن یک رفتار اجتماعی است و وقتی افراد در کنار دیگران غذا می خورند، ترشح دوپامین در مغز افزایش خواهد یافت و می تواند با فعال شدن سیستم پاداش مغز و افزایش احساس لذت همراه باشد. درنتیجه غذاخوردن در کنار دیگران لذت بخش تر به نظر می آید، اشتها بیشتر می شود و فرد زمان بیشتری را صرف غذا خوردن می کند. اما در تنهایی امکان دارد انگیزه فرد کاهش پیدا کند و با خود بگوید «حوصله ندارم غذا درست کنم». درنتیجه کیفیت تغذیه افت می کند.»
شریفی در ادامه به این نکته مهم هم اشاره می کند که «از طرف دیگر، احساس تنهایی می تواند موجب افزایش ترشح هورمون کورتیزول شود. این هورمون به صورت طبیعی برای عملکرد بدن ضروریست، اما اگر در اثر استرس مزمن برای مدت طولانی در سطح بالایی باقی بماند، می تواند در بعضی افراد اشتها را افزایش و در بعضی دیگر کم کند، میل به مصرف غذاهای پرچرب و پرقند را بیشتر کند و خواب را مختل کند. همین طور اشخاصی که احساس تنهایی مزمن دارند، گاهی حالت هایی شبیه افسردگی را تجربه می کنند و همین هم بر سلامت و رفتارهای روزمره اثر می گذارد.»
وضعیت آماده باش بدن در این شرایط
این روان شناس می گوید: از منظر روان شناسی، انسان موجودی اجتماعی است. وقتی احساس امنیت و تعلق داشته باشد، معمولا تغذیه بهتر، خواب با کیفیت تر و سیستم ایمنی قوی تری دارد. اما احساس طردشدگی ناشی از تنهایی مزمن، بدن را برای مدت طولانی در وضعیت آماده باش نگه می دارد. این وضعیت همین طور می تواند عملکرد دستگاه گوارش را تغییر دهد، حرکت روده را کم کند، التهاب دستگاه گوارش را افزایش دهد و ترکیب باکتری های مفید روده را بر هم بزند. از آنجائیکه روده اهمیت بالای ی در تنظیم خیلی از هورمون های بدن دارد و از آن با عنوان «مغز دوم» یاد می شود، اختلال در عملکرد آن می تواند بر سلامت عمومی فرد اثر بگذارد.»
البته این الگو برای همه افراد یکسان نیست. شریفی در این زمینه می گوید: «افرادی که روی رشد فردی و سلامت روان خود کار می کنند، معمولا کمتر گرفتار احساس تنهایی مزمن می شوند. اگر فرد بتواند با ارزش های درونی خود ارتباط برقرار کند، تنهایی خویش را قبول کند و با خودش در صلح باشد، احتمال تجربه احساس تنهایی در او کمتر خواهد بود. البته رسیدن به این وضعیت نیازمند آموزش و تقویت رابطه سالم با خود از دوران کودکی است.»
حرف آخر اینکه خیلی ها هم می گویند حتما باید کسی باشد که ما به خاطر او غذای خوب درست نماییم. از ترشح دوپامین تا کورتیزول به قول این دکترای روانشناسی سلامت، این مساله از دیدگاه روان شناسی هم قابل تبیین است؛ غذا خوردن یک رفتار اجتماعی است و وقتی افراد در کنار دیگران غذا می خورند، ترشح دوپامین در مغز افزایش خواهد یافت و می تواند با فعال شدن سیستم پاداش مغز و افزایش احساس لذت همراه باشد. این وضعیت همینطور می تواند عملکرد دستگاه گوارش را تغییر دهد، حرکت روده را بکاهد، التهاب دستگاه گوارش را افزایش دهد و ترکیب باکتری های مفید روده را بر هم بزند.

