
در جهان امروز، اینترنت به یکی از بنیادی ترین زیرساخت های زندگی علمی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه معاصر بدل شده است. خیلی از افراد جامعه شامل متخصصان و عموم مردم در زندگی روزمره ناگزیر از کسب مهارت های رسانه ای و استفاده از امکانات اینترنت هستند. براستی، زیستن در دنیای امروز بدون بهره مندی از دسترسی پایدار به اینترنت، به معنای حذف شدن از بخش بزرگی از جریان های علمی، فرهنگی و اقتصادی می باشد.
در حوزه ی آموزش، اینترنت فرصت هایی بی سابقه در اختیار دانشجویان و محققان قرار داده است. کتابخانه های دیجیتال، دوره های آموزشی برخط و پلت فرم های یادگیری مجازی، امکان برخورداری از منابع علمی متنوع و به روز را حتی برای افراد ساکن در مناطق دورافتاده فراهم می آورد. به این ترتیب، آموزش و دانش دیگر محدود به دیوارهای دانشگاه یا کتابخانه های فیزیکی نیست، بلکه به شبکه ای جهانی از یادگیری پیوسته تبدیل گشته است. در سطح پژوهش علمی نیز، وابستگی به اینترنت بالاتر از هر زمان دیگری آشکار است. محققان برای جست وجوی داده ها، تبادل ایده ها، همکاریهای بین المللی و انتشار نتایج تحقیقات خود، نیازمند ارتباط مداوم و بدون اختلال با شبکه جهانی دانش هستند. قطع یا کندی اینترنت نه تنها مانع جریان آزاد اطلاعات می شود، بلکه استقلال علمی و جایگاه بین المللی محققان را نیز تضعیف می کند. از طرف دیگر، اینترنت بستر تشکیل خیلی از مشاغل نوین است و اهمیت بالای ی در ایجاد فرصتهای برابر در بازار کار ایفا می کند.
کسب وکارهای کوچک و متوسط بوسیله حضور در فضای دیجیتال می توانند مشتریان خودرا بیابند، محصولاتشان را معرفی کنند و شبکه های حرفه ای خودرا گسترش دهند. خیلی از مشاغل خدماتی، آموزشی، فرهنگی و فناورانه به مشارکت پررنگ در فضای آنلاین وابسته اند. برای شمار زیادی از جوانان تحصیل کرده، اینترنت نه تنها ابزار ارتباط، بلکه زیرساخت اصلی خلاقیت، کار و هویت حرفه ای است.
با این همه، در برهه هایی شاهد قطع یا محدودیت ناگهانی اینترنت به بهانه های مختلف بوده ایم. این امر، پیامدهایی فراتر از اختلال فنی به دنبال دارد. از نظر جامعه شناختی، قطع اینترنت شکافی عمیق میان مردم و نهادهای تصمیم گیر به وجود می آورد و احساس «بی پناهی نهادی» را در جامعه تشدید می سازد. نارضایتی عمومی از این وضعیت، ناشی از درک این واقعیت است که در شرایط بحرانی، زندگی روزمره مردم، ارتباطات، آموزش، کسب و کار و حتی احساس تعلق اجتماعی ناگهان مختل می شود، بی آنکه پاسخگویی روشنی وجود داشته باشد. لطمه به بازار کار دیجیتال از مهم ترین تبعات اقتصادی این وضعیت است. خیلی از کسب وکارهای آنلاین، فریلنسرها و شرکتهای نوپا ــ خصوصاً آن هایی که جوانان و زنان در آن فعال اند ــ با هر قطعی اینترنت گرفتار زیان مستقیم می شوند. برای زنان، که بوسیله مشاغل خانگی آنلاین یا آموزش مجازی توانسته اند در بازار کار حضور پیدا کنند، قطع اینترنت به معنای از دست رفتن استقلال مالی، عزت نفس و برگشت به انزواست. برای جوانان نیز، که سرمایه ی اصلی شان ارتباط و خلاقیت دیجیتال است، این اختلال ها موجب ناامیدی، مهاجرت شغلی و خروج سرمایه انسانی از کشور می شود.
در کنار مسئله قطع یا محدودسازی اینترنت، طرح برخی راهکارهای جایگزین مانند «اینترنت طبقاتی» یا دسترسی های معروف به «اینترنت ویژه» نیز نگرانی های جدی اجتماعی بهمراه دارد. چنین الگوهایی در عمل دسترسی به یکی از مهم ترین زیرساخت های دانشی و اقتصادی عصر حاضر را به امتیازی برای گروههای خاص مبدل می کند. در صورتیکه اینترنت در جهان امروز به مثابه یک کالای عمومی و بخشی از حقوق شهروندی تلقی می شود، تفکیک دسترسی میان گروههای مختلف اجتماعی می تواند شکاف های موجود در جامعه را عمیق تر کند و احساس تبعیض را در بین شهروندان افزایش دهد. وقتی برخی گروه ها به منابع گسترده تر علمی، آموزشی و ارتباطی دسترسی دارند و دیگران از آن محروم می شوند، نابرابری در فرصتهای آموزشی، شغلی و حرفه ای نیز به صورت ساختاری بازتولید خواهد شد. از نظر جامعه شناختی، ایجاد چنین سازوکارهایی می تواند زمینه ساز تشکیل انواع رانت و فساد اداری نیز باشد. هرجا دسترسی به یک منبع مهم بصورت گزینشی و امتیازی توزیع شود، احتمال تشکیل شبکه های غیرشفاف برای کسب این امتیاز افزایش خواهد یافت و نهایتا به بازتولید نابرابری و تشدید خشم عمومی منتهی می شود. پیامد طبیعی این وضعیت نیز افزایش نارضایتی عمومی و تشدید احساس بی عدالتی در جامعه است؛ احساسی که خصوصاً در بین جوانان تحصیل کرده، که اینترنت را ابزار اصلی کار، یادگیری و ارتباط با جهان می دانند، می تواند به سرخوردگی اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.
*رییس انجمن جامعه شناسی ایران
منبع: زیپو کالا
